محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

398

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

ما اين اقوال را آورديم تا خواننده بتواند بعدها در رفتار ناجوانمردانه‌اى كه همين آلفونسوى ششم با فرزند پناه‌دهندهء خود و با مملكت طليطله كرد قضاوت كند . آنچه درخور تعمق است داستانى است كه صاحب تاريخ سيلوس نقل مىكند كه آلفونسو روزى خود را به خواب زده بود و به سخن المأمون با وزرايش در كيفيت دفاع از شهر گوش مىداد . اينان مىگفتند اگر مسيحيان به طليطله حمله كنند چگونه و با چه وسيله‌اى و از چه مكانى مىتوانند شهر را تصرف كنند . يكى گفت مسيحيان با وجود اين استحكامات به شهر دست نخواهند يافت مگر آنكه اقلا هفت سال در اطراف شهر ويرانى كنند و محصولات را نابود سازند و آذوقهء مردم را از ميان ببرند . راوى اين روايت مىگويد كه آلفونسو در همان وقت نقشه‌هاى تصرف شهر را مىكشيد و براى اجراى برنامه‌هاى خود راهها مىانديشيد تا چون در آتيه فرصتى به دست آورد طليطله را مورد حمله قرار دهد . « 4 » آلفونسو در تبعيدگاه خود ، در قصر پادشاه مسلمان هفت ماه - از ژانويه تا اكتبر سال 1072 م - را سپرى ساخت غرقه در انعام و اكرام ميزبان سخاوتمندش و چشم به راه آنكه در قشتاله حادثه‌اى پيش آيد و ستارهء اقبال او از حضيض راه اوج گيرد . سانچو به تصرف مملكت ليون بسنده نكرد بلكه عزم آن نمود كه برادر خرد خود گارسيا پادشاه جليقيه را نيز به فرمان آورد . سير حوادث در جليقيه به‌گونه‌اى بود كه او را در تحقق هدفش يارى مىداد ؛ زيرا گارسيا سيرتى ناپسند پيش گرفته بود و بر مردم باژوساو گران نهاده بود . همهء اين كارها به توصيهء وزيرش برتولا بود كه زمام امور دولت را به او تفويض كرده بود . اشراف به خشم آمدند و وزير ستم‌پيشه را در برابر پادشاهش كشتند . گارسيا خشمگين شد و بر شدت مظالم خويش افزود ، چنان كه مردم را توان تحمل نماند . چون سانچو با سپاهش به جليقيه رفت گارسيا خود را در تنگنا ديد و فقط توانست سپاهى اندك بسيج كند . هيچ‌يك از همسايگان مسلمانش به يارىاش نرفتند . دو سپاه در نزديكى شنترين روياروى شدند و گارسيا به سختى شكست خورد . بيشتر اصحابش به قتل رسيدند و خود به دست برادر اسير شد . هنگامى از اسارت آزاد گرديد كه سوگند خورد در برابر سانچو خاضع و مطيع باشد . در اين

--> ( 4 ) . . 793 . p , II . V , . dibI : etneufaL . M